به گزارش صدای بورس، مقایسه بازدهی صندوقهای طلا و نقره نشان میدهد نقره با نوسان بیشتر و واگرایی عملکرد، در کانون توجه بازار قرار گرفته است. بازار صندوقهای مبتنی بر طلا و نقره در مقطع فعلی، بیش از آنکه با دادههای روزانه قابل توضیح باشد، از مسیر بازدهی در بازههای زمانی مختلف معنا پیدا میکند. بررسی همزمان بازدهی هفتگی، ماهانه و در مواردی بلندمدتتر نشان میدهد که تفاوت رفتار این دو گروه، صرفاً به نوسانات مقطعی محدود نیست، بلکه به مرحلهای از تغییر ترجیحات سرمایهگذاران و تفاوت در کیفیت روندها رسیده است. در این میان، صندوقهای نقره به دلیل نوپاتر بودن، دامنه نوسان بالاتر و فاصلهگیری معنادارتر بازدهیها از یکدیگر، به کانون توجه معاملهگران تبدیل شدهاند؛ در حالی که صندوقهای طلا بیشتر در فاز تعادل، همگرایی و حرکت کمشتابتر قرار گرفتهاند.
در صندوقهای نقره، اولین نکته مهم این است که بازدهیها بههیچوجه یکنواخت نیست و شکاف محسوسی میان نمادها دیده میشود. در بازه هفتگی، برخی صندوقها همچون «سیگلو»، «نقرابی»، «سیلور» و «نقرین» هنوز در محدوده مثبت قرار دارند و این موضوع نشان میدهد بخشی از بازار نقره همچنان توان حفظ روند کوتاهمدت را داشته است. در مقابل، صندوقهایی مانند «نقرسا»، «نقرفام» و «سیمین» بازدهی هفتگی منفی ثبت کردهاند و از این منظر، بازار نقره در کوتاهمدت با نوعی دوگانگی رفتاری مواجه است. این واگرایی معمولاً زمانی رخ میدهد که سرمایهگذاران میان نمادهای این گروه دست به جابهجایی میزنند و ترجیح میدهند به جای نگاه کلی به صنعت، بر انتخاب صندوقهای خاص متمرکز شوند.

تصویر پیچیدهتر در بازه ماهانه نقره
در بازه ماهانه نیز صندوقهای نقره تصویر پیچیدهتری ارائه میدهند. «سیلور» با بازدهی ۸.۰۵ درصدی همچنان یکی از بهترین عملکردها را در این گروه ثبت کرده و نشان داده است که در میان صندوقهای نقره، از قدرت روند بالاتری برخوردار بوده است. «نقرین» با ۵.۲۵ درصد، «سیمین» با ۳.۵ درصد، «نقرسا» با ۲.۹۶ درصد و «نقرفام» با ۱.۹ درصد نیز در محدوده مثبت قرار دارند، اما اختلاف سطح بازدهی میان آنها تأکید میکند که بازار نقره هنوز به یک روند یکدست و فراگیر نرسیده است. در نقطه مقابل، «نقرابی» با بازدهی منفی ۳.۹۶ درصد و «نقران» با منفی ۰.۴۶ درصد نشان میدهند که بخشی از صندوقهای این گروه هنوز از تبوتاب رشدهای گذشته فاصله گرفتهاند و وارد دوره اصلاحی شدهاند. همین پراکندگی بازدهی ماهانه، ماهیت پرریسکتر صندوقهای نقره را برجسته میکند؛ بازاری که در آن، هم فرصت رشد بالاتر وجود دارد و هم احتمال عقبماندن برخی نمادها از روند کلی.
رفتار پختهتر طلا
در صندوقهای طلا اما تصویر بازدهیها منسجمتر و آرامتر است. تقریباً تمامی صندوقهای طلا در بازه هفتگی بازدهی منفی داشتهاند، اما شدت این افت در بیشتر نمادها محدود و نزدیک به یکدیگر بوده است. این همگرایی در بازدهی هفتگی نشان میدهد که صندوقهای طلا در کوتاهمدت بیشتر تابع رفتار یکپارچه دارایی پایه خود بودهاند و تفاوت میان نمادها هنوز به سطحی نرسیده که بتوان از شکاف عملکردی معنادار سخن گفت. به بیان دیگر، طلا در بازه کوتاهمدت بیشتر در وضعیت اصلاح همگن قرار گرفته، نه در فاز چرخش شدید بین صندوقها.
در بازه ماهانه، صندوقهای طلا باز هم رفتار منظمتری نسبت به نقره دارند. بخش عمده این صندوقها در محدوده بازدهی حدود ۹ تا ۱۰ درصد قرار گرفتهاند؛ دامنهای که نشان میدهد بازار طلا در یک مسیر نسبتاً همجهت حرکت کرده و تفاوت عملکردها بیشتر در حد چند دهم درصد یا نهایتاً کمی بیش از یک درصد بوده است. این ویژگی، صندوقهای طلا را برای سرمایهگذارانی که به دنبال ثبات نسبی بیشتر هستند، قابلاتکاتر جلوه میدهد. در واقع اگر صندوقهای نقره را بتوان بازاری با «نوسان و واگرایی بالا» دانست، صندوقهای طلا بیشتر نماینده «ثبات و همگرایی در بازدهی» هستند. نکته مهم در مقایسه این دو گروه آن است که برتری صندوقهای نقره لزوماً به معنای برتری مطلق در همه بازهها نیست، بلکه به معنای تنوع بیشتر در فرصتها و ریسکهاست. در نقره، برخی صندوقها توانستهاند در بازههای مختلف بازدهی بالاتری نسبت به متوسط صندوقهای طلا ثبت کنند، اما این مزیت با نوسان بیشتر و اختلاف عملکرد شدیدتر میان نمادها همراه بوده است. در مقابل، صندوقهای طلا اگرچه در بسیاری از موارد از نظر بازدهی ماهانه در سطوح مناسبی قرار دارند، اما الگوی رفتاری آنها بیشتر محافظهکارانه و کمریسکتر به نظر میرسد. به همین دلیل، مقایسه این دو گروه صرفاً با اعداد بازدهی کامل نمیشود، بلکه باید کیفیت آن بازدهی را نیز در نظر گرفت؛ اینکه یک سود در بستری از ثبات به دست آمده یا در فضایی پرنوسان و واگرا.
نقره؛ میدان انتخابگری فعال
از زاویه تحلیلی، بازار نقره اکنون بیشتر به میدانی برای انتخابگری فعال تبدیل شده است. فاصله بازدهی نمادها از یکدیگر نشان میدهد دیگر نمیتوان با یک نگاه کلی به کل گروه، انتظار عملکرد یکسان از همه صندوقها داشت. در چنین فضایی، سرمایهگذار باید دقیقتر به سابقه بازدهی هر نماد در بازههای مختلف توجه کند و بداند که صندوقهای نقره بیش از طلا نیازمند ارزیابی موردی هستند، حتی اگر در نگاه کلی این گروه جذابتر به نظر برسد. در واقع، جذابیت نقره دقیقاً از همین تفاوتها ناشی میشود؛ تفاوتی که هم میتواند مزیت خلق کند و هم منشأ ریسک باشد.
در سوی مقابل، صندوقهای طلا با وجود افت هفتگی فراگیر، هنوز تصویری باثباتتر از منظر بازدهی ماهانه و حتی بلندمدت ارائه میکنند. در برخی نمادهای قدیمیتر، بازدهیهای چندساله قابلتوجهی ثبت شده که نشان میدهد طلا همچنان جایگاه خود را بهعنوان ابزار حفظ ارزش در افقهای بلندتر حفظ کرده است. این مزیت برای صندوقهای نقره هنوز بهصورت کامل شکل نگرفته، چرا که بخش مهمی از این صندوقها سابقه معاملاتی کوتاهتری دارند و قضاوت درباره ماندگاری عملکرد آنها نیازمند زمان بیشتری است.
در جمعبندی میتوان گفت تفاوت اصلی صندوقهای طلا و نقره در وضعیت فعلی، نه فقط در سطح بازدهی، بلکه در «جنس بازدهی» است. طلا بازاری با بازدهی منظمتر، اختلاف کمتر میان صندوقها و رفتار قابلپیشبینیتر را نمایندگی میکند. در مقابل، نقره بازاری با دامنه نوسان بیشتر، شکاف بازدهی محسوستر و ظرفیت بالاتر برای جابهجایی جایگاه صندوقها در بازههای زمانی مختلف است. همین ویژگی باعث شده صندوقهای نقره در شرایط فعلی به مرکز توجه بازار تبدیل شوند؛ بازاری که فرصتهای آن بیشتر است، اما تشخیص درست آن نیز دقت و حساسیت بیشتری میطلبد.
-
مهدی امیری - خبـرنگار
- هفتهنامه اطلاعات بورس شماره ۶۳۸



نظر شما